تبليغاتX
نقطه چین جوانی
 
 

گاهی تو اتوبوس نشستن و سرک کشیدن تو کار مردم چندان هم بی فایده نیست در این گیرو دار می شه تجربیات خوبی به دست آورد .

یک روز روی یکی از همین صند لی های اتوبوس دختر خوش برو رویی با چهره غمگین و گرفته و خسته نشسته بود دائم به دورو برش نگاه می کردو نظری می انداخت و چند لحظه ای هم روی چهره ی آدم های اطرافش مکثی می کرد خیلی سخت نبود تشخیص اینکه به دنبال کسی بود تا سفره دلش رو پهن کنه .

دلی پرز درد داشت و به اصطلاح خودمون غم باد کرده بود ،با نظر به اطراف و اکناف خانمی پیدا کرد که ظاهرا روی زمین بود اما کجا سی می کرد خدا می دونه ،دنبال راهی بود تا در دیگ حرف رو برداره.

همه ی آشنایی های کوی و برزن به طور معمول این طور شروع می شه با گفتن جمله های هوا حسابی گرم شده نه ؟این اتو بوس هام که غیر استاندارد است ،نه فنی ...در همین گیرو دار یکی از چرخهای اتوبوس توی یکی از همین خندق های شهرمون افتاد .

_امان از این چاله چوله ها ،مثل چاله چوله های دل خودمون که پراز غم و غصه است و تو خالی .

سفره دلش از همین جا باز شد .

از آشناییش با یه پسر خوش پوش و خوش تیپ و خوش سرو زبون گفت ،زبون بازی هایی که تو این دورو زمونه بارارش حسابی داغ است

رمین و آسمون ماه وخورشید بدون تو هیچ رنگ وبویی نداره بدون تو دنیا دار مکافات بی تو بلبل نفسی برای خوندن نداره پرنده بالی برای پرواز نداره و.....

و اینکه هرروز با یک گل سرخ که نماد عشق و احساس و علاقه است جلوی دختری پر ز احساس سبز می شد.

من که بوی خیانت و حس می کردم بین حرفشون پریدم و گفتم :مردها همشون سراپا یه کرباسن...یک روز عاشقندو یک روز فارق...

این رو که گفتم نمی دونم چه حسی به این خانم دست داد ؟!آب ریختم رو آتیش یا داغ دلش و تازه کردم.

اینجا بود که سناریوی زندگیش و گذاشت وسط ...

منم بدم نیومد ،حسم هم به من اشتباه نگفته بود " خیانت"

 پسر ما دلش نه یک جا که هزار جا بود گلوش پیش خیلی ها گیر کرده بود .

مسافر دل شکسته می گفت:انقدر سرش شلوغ بود که من وبا ندا اشتباه می گرفت و ندا رو با آناهیتاو...

تا اینکه چند روز بعد همین خانم رو با بشاشیت و شادابی وصف ناپذیری دیدم ،این بار هم سفره دل این خانم با بحث راجع به خندق و مدیریت شهری و آلودگی و ترافیک و غیره و ذالک باز شد

البته این بار بحث سوردادن به میون بود و تکرار مکرر مهرم حلال جونم آزاد.

این هم حق و حقوق زنان داغدیده ای بود که سهمشون ازچند سال  زندگی سور دادن برای آزادی بود.

  نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مریم باقری  | 
اصلی ترین اشتغال مردم در قرون وسطی کشاورزی بود وزمین منبع اصلی ثروت به شمار می آمد طی قرون 9و10م تمام زمین های اروپای غربی مزارع جنگل وزمین های بایر به زمینداران بزرگ تعلق یافت املاک به انضمام افرادی که در آنجا اشتغال داشتند فئود (اقطاع )نامیده می شدند و صاحبان زمین را فئودال می نامیدند نیازهای زندگی دهقانان عملا در داخل ملک فئودال تهیه و تولید می شد و...
ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه 14 دی1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط مریم باقری  | 
نابغه هرگز نمی میرد    

منوچهر نوذری نیز  یادو خاطرش همیشه در دل ها جاری است.

                                                                                            


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه 14 دی1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط مریم باقری  | 
 این مقاله در مورد آیین وسنن وتعالیم زردشت است.

                                                    

                                                                                         


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط مریم باقری  | 
امروز در کلاس در کلاس درسمان یک میهمان ایتالیایی داشتیم دختری از اهالی ایتلیا که مادرش از اهالی عرب بود وپدرش ایتالیایی.
او امروز در کلاس درس عکس هایی از جاذبه های فرهنگی و توریستی ایتالیا به نمایش گذاشت و از آداب و سنن و فرهنگ ایتالی صحبت کرد.
واینکه مردم ایتالیا به فرهنگ خود بسیار تکیه دارن وحتی این  علاقه به فرهنگ و ادب را می توان در میادین شهر دید چرا که در تمام میدان ها مجسمه ای از بزرگان و مشاهیر ادب وفرهنگ بنا کرده اند.
من هم  مطلبی در مورد شاعر برجسته ایتالیا و هم چنین نظر مردم انگلیس درمورد سایر ملل می نویسم.
نشان افتخار شاعران به یک  شاعر ایتالیایی
فرانچسکو پتراک ادیب معروف ایتالیایی در 7اوت 1304دیده به جهان گشود وی در زمینه ادبیات از هوش سرشاری برخوردار بود از این رو تمام وقت خود را به ادبیات مصروف داشت مدتی نگذشت که توجه مقامات حکومتی و مذهبی را به خود جلب کرد و به مشاغل دولتی دست یافت.
وی در طی سالهای بعد بر وسعت اطلاعات خود افزود و موفق به کسب نشان افتخار شاعران ایتالیا شد.در اشعار پتراک عشق به فرهنگ و ادب کهن یونان و روم که بر مبنای انسانی قرار داشت بسیار شدید بود.
هم چنین وی کوشید تا فرهنگ باستان را زنده نگه کند و در آثار خود اوج گذشته را ظاهر سازد مهمترین اثر پتراک نامه ها نام دارد که در 24جلد به نگارش در آمد در علوم تاریخی و باستان شناسی نیز مطالعاتی ذاشت و سبک خاصی که آمیخته با سبک نویسندگان قدیم و معاصر بود بوجود آورد و اشعاری به زبان عامیانه سرود.
وی در21 نوامبر1374م در 70سالگی در گذشت پتراک در معبدی در روم که افراد برجسته را در آن تجلیل  می کردند به خاک سپرده شد.
نظر مردم انگلیس در باره ملت های دیگر
مردم انگلیس معتقدند فرانسوی ها خسته کننده ترین ناخن خشک ترین و غیر دوستانه ترین مردم جهان هستند.
به گزارش خبر گزاری فرانسه از لندن 46درصد از 6هزار نفری که به نظر خواهی یک وب سایت جواب دادند گفتند فرانسوی ها غیر دوستانه ترین رفتار را در میان مردم کره زمین دارند.
آلمانی ها بعد از فرانسوی ها در هر سه زمینه دوم شدند ایتالیایی ها با فرهنگ ترین ملت با بهترین آشپزی و آمریکایی ها با بدترین غذا و ملتی فاقد رفتار درست و بدون ظرا فت معرفی شدند.
به نوشته روزنامه دیلی اکسپرس انگلیسی ها در هیچ زمینه ای در 10رده اول قرار نگرفتند به این دلیل به نظر می رسد ما چنان مع معمولی هستیم که رای دهندگان مارا در هیچ گروهی قرار ندادند.
هم چنین معتقدند اسپانیایی ها از  فرانسوی ها ناخن خشک تر هستند.
روزنامه دیلی تلگراف در سر مقاله ای نوشت که فرانسوی ها بوی گند می دهند.
این روزنامه نوشت شاید فرانسوی ها فکر می کنند بوی دلنشینی دارند اما همه می دانیم که آنها بوی سیر وادرار اسب و گاو می دهند. 
  نوشته شده در  یکشنبه 25 آذر1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط مریم باقری  | 

موانع فرهنگي تغيير

 

در بعضي فرهنگها  و براي عده اي از مردم هر چيز نو و تازه و هر تغييري به صرف نو و متفاوت بودن دلخاه و پسنديده است همين كه چيزي تازه باشد و با آنچه قبلا بوده تفاوت داشته باشد كافي است تا عده اي آن را آزمايش كنند و احتمالا بپذيرند و به كار بندند.

ام اينك آيا علاقمندي به پديده هي نو زمينه ساز صنعتي شدن است و يا صنعتي بودن موجب پيدايش حس نوخواهي شد به نظر مي رسد حدس دوم به واقعيت نزديكتر است.

 فرانسيس بيكندر عين حال كه براي تغييرات ارزش بسياري قائل است ره ساختن روشهاي قديمي را صحيح نمي دانست و مي گفت جز در مواردي كه ضرورت حكم مي كند ويا فايده اي حتمي دارد نبايد روش و سياستي تازه را به كار گرفت البته نبايد هر چيز تازه اي را دور ريخت و بايد در نوآوريها زمان را سرمشق خود قرار دهيم وگرنه هر چيز تازه اي غيره منتظره وشايد حتي زيان بار هم بشود.

در بسيار نقاط غير صنعتي جهان نو پسندي و تغيير جاذبه اي ندارد و مردم تا زمانيكه از فايده آن مطمئن نباشند آنرا نمي پذيرند و در جوامعي كه مردم با نو خواهي مقابله مي كنند حتي مي توان ضر ب المثل هايي يافت كه ريشه در سنت هايشان دارد و پشتيبان اين مقابله هاست پس بايد ابتدا در هر فرهنگي زمينه مناسبي براي تغييرات اجتماعي ايجاد كرد.

ذر دنياي صنعتي مردم اعتقاد دارند كه مي توان بر طبيعت تاثير گذاشت و شرايط زندگي را تغيير داد در حاليكه در دنياي پيش از صنعتي و غير صنعتي هر رويدادي از قبل تعيين شده و انسان توانايي تغيير در انها را ندارد به همين دليل در اين شرايط نمي توان بهبودي در زندگي ايجاد نمود به عنوان مثال در ميان مصريان ضرب المثلي است كه مي گويد حتي اگر به سرعت حيوانات وحشي بدوي بيشتر از آنچه خدا برايت مقرر داشته نمي توان به دست آوري كه اين بينش انسانها را از فعاليت بيشتر باز مي دارد در نتيجه توسعه در امور توليدي و تجاري صورت نمي گيرد

همه ي مردم در همه جوامع معتقدند كه جوهر و اصل واقعي فرهنگ در نوه تفكر و ارزشهاو مراودات اجتماعي و اعتقادات ديني انها نهفته است و همين باور به برتر بودن فرهنگ خودي به زندگي اجتماعي ثبات و استحكام مي بخشد.

ام مردم شناسان از برترانگاري قومي و فرهنگي به عنوان نسبيت فرهنگي نام مي برند و معتقدند در همه جا ارزشها ي مردم از شيوه هاي زندگيشان شكل مي گيرد و به دليل مشاهده تفاوتهاي فرهنگي كه بين خود و ديگران احساس مي كنيم نبايد ساير فرهنگها را نادرست بخوانيم و محكوم كنيم .

انسانها روشهاي زندگي خود را به درستي مي دانند و به آن افتخار مي كنند انسان ها در هر شرايطي و در هر كج به قوم و قبيله و فرهنگ خود افتخار مي كنند اما چه شرايطي توهين آميز و يا افتخار آميز باش بستگي به ريشه هاي فرهنگي وي دارد .

مثلا هندي ها شركت در كلاس هاي سواد آموزي را مغاير شان و منزلت خود مي دانند در حاليكه آمريكا يي ها اموختن در هر سني را توصيه مي كنند.

مفهو م شرم و حيا در هر فرهنگي وجود دارد و اين مفهو م با چگونگي رفتار و طرز لباس پوشيدن ارتباط دارد اما اين در جوامع مختلف به صورت متفاوت تعريف مي شود مثلا در نقاطي از دنيا شرم و حيا در پوشيدن لباس با پوشاندن آلات تناسلي همراه است در حاليكه در برخي نقاط برهنگي و نيمه برهنگي امري عادي است.

ساختار فرهنگي

ساختار فرهنگي عبارت است از شيوه ترتيب و چگونگي رابطه بخش ها و خصوصيات مختلف راه و روش زندگي مردم با هم كه اين ساخت شامل عناصر و نهادهاي ي است كه همه عناصر فرهنگي ممكن است با هم جور نشوند و بين بعضي از آنها ناسازگاري منطقي وجود داشته باشد .

زمانيكه يك ايده و طرحي نو اراوه مي شود كه با بافت فرهنگي يا قسمتي از آن ناسازگاري داشته باشد در اين صورت تغيير فرهنگي با مشكل روبرو مي شود.

مثلا پذيرش يك خداي تازه از سوي كسانيكه چند خدارا مي پرستند كار آساني است در حاليكه پذيرش اين خدا ي تازه از سوي كسانيكه خداي يكتا را مپرستند بسيار مشكل است ويا اينكه شيوه حكومتي مردم بر مردم با حكومت فرد مختار بر مردم هيچگاه در كنار هم سازگاري منطقي ندارندو اينه نشات گرفته از ساخت فرهنگي يك جامعه است.

  نوشته شده در  دوشنبه 12 آذر1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط مریم باقری  | 

نقد فرهنگ آموزش در ‍‍‍‍‍‍زاپن

كتاب فرهنگ آموزش در زاپن نوشته محمد رضا سركاراني است اين كتاب مشاهدات نگارنده در مورد برنامه درسي و فرايند ياددهي  يادگيري در آموزش و پرورش زاپن است.

اين كتاب كه با زباني ساده به نگارش درآمده است مجموعه مشاهدات نگارنده از شيوه هاي آموزش دوره ابتدايي در ژاپن است كتاب علاوه بر زباني ساده  روان و ساده فهم است.

هدف از اين كتاب آشنايي مخاطبان به خصوص سردمداران آموزشي دولت ها با شيوه هاي يادگيري و ياددهي در ژاپن است چرا كه ژاپن يكي از كشور هاي پيشرو در امر آموزش مي باشد.

اگرچه اين كتاب به خوبي توانسته است با بيان مشاهدات خود الگوهاي مناسب آموزشي را ارائه دهد اما تنها به ارائه همين مشاهدات اكتفا كرده است و نمي توان نمونه اي از نظريات  و يا پيشنهادات را در اين كتاب از جانب نويسنده ديد.

البته در پايان هرفصل بخشي به نام سخن پاياني است كه پيشنهاداتي در آن امده است اما چندان به صورت كاربردي سودمند نيست كه راهنماي عمت مخاطبان باشد.

همانطور كه گفته شد نگارنده در شيوه ي استدلالي خود از روش مشاهده استفاده كرده است اما اگر نويسنده در مقام مقايسه بر مي آمد و مقايسه اي بين ژاپن و برنامه هاي آموزشي ايران مي كرد به اين ترتيب مي شد با شكيت و يا سودمند نبودن برنامه هاي آموزشي در ايران آشنا شد چرا كه برخي برنامه هاي مشابه در ايران طراحي و در دوره هايي اجرا شده است ام موفق نبوده اند .

البته نگارنده در پايان كتاب براي كاربردي كردن اين پژوهش در ايران پيشنهاداتي ارائه كرده است.هم چنين نويسنده مقايسه كوچكي بين ژاپن وآمريكا كرده است كه چندان در فهم كتاب موثر نيست.           

  نوشته شده در  دوشنبه 12 آذر1386ساعت 1 بعد از ظهر  توسط مریم باقری  | 

دو موزه "صنايع دستي حسن‌پور" و "چهار فصل" شهر اراك به عنوان گنجينه ارزشمند و وامدار فرهنگ و هنرايران زمين همه ساله محل مناسبي براي بازديد گردشگران داخلي و خارجي است.

بيشتر افرادي كه براي نخستين بار از اين دو موزه بازيد مي‌كنند، از عظمت هنرو تمدن ايراني شگفت زده شده و اين بازديد را براي هميشه در ذهن خود حك مي‌كنند.
موزه چهارفصل اراك در حمام قديمي متعلق به زمان قاجاريه‌است و در فهرست آثار ملي ايران نيز ثبت شده است.
اين مكان ديدني از سال
۱۳۷۳به محل نگهداري اشيا و اسناد قديمي تبديل شده و هم اكنون متجاوز از هزار قطعه اشياي كهن شامل سلاح ، سكه ظروف سفالي ابزار زندگي و شكار و سنگواره از هزاره دوم و سوم پيش از ميلاد و دوران بعد از اسلام در اين گنجينه نگهداري مي‌شود.
از سال
۱۳۸۱بخشي ازاين موزه به گنجينه‌مردم‌شناسي تبديل شده و در سربينه حمام مردانه آن ۱۲پيكره از كسب و كار و مناسب اجتماعي دوره‌قاجار در فضايي سنتي نصب شده است.
در سربينه زنانه اين حمام نيز با نصب هشت پيكره زنانه، مراسم حنابندان عروس كه از رسم‌هاي رايج دوران قاجاريه در اراك بوده به نمايش گذاشته شده است.
در منطقه سلطان آباد قديم "اراك" رسم بر اين بوده كه سه شب متوالي پيش از عروسي دست و پاي دختري را كه مي‌خواست به‌خانه‌بخت برود با مراسم جالب و ديدني در منزل عروس با حنا نقش بندي مي‌كردند.
حال و هواي مكان اين موزه با تزيينات و معماري جذاب زيبايي و ارزش اين گنجينه را دوچندان كرده است.
حمام چهار فصل اراك كه سنگ بناي آن در دوره قاجاريه توسط شخصي به نام "حاج محمدابراهيم خوانساري" نهاده شد، ميراثي ارزشمند است كه نمونه‌اي از معماري كهن ايراني است.
وجه تسميه اين بناي كهن به "چهارفصل" به واسطه نقوشي از فصول چهارگانه سال‌ است كه در چهارگوشه ‌اين ‌حمام توسط دستان باذوق هنرمندان نقاش و كاشيكار حك شده است.
ساختمان اين حمام قديمي داراي دو قسمت مجرا براي استحمام مردان و زنان بوده و شكل طراحي بناي آن در نوع خود كم نظير است.
كاشي‌هاي به كار رفته در سربينه حمام چهارفصل بارنگهاي متنوع و جذاب همراه با پيچكهاي زيباي ستونهاي آن در جاي جاي اين حمام جلوه‌خاصي به آن داده است.
سربينه قسمت مردانه حمام با كاشي خشت هشت رنگ مزين شده و هشت ستوني كه گنبد اصلي بر روي آن قرار گرفته با پيچشهاي بسيار زيبا و كاشي كاري طرح بوته و گل به طرز شگفت انگيزي چشم نواز است.
قسمت زنانه اين حمام نيز داراي سربينه واحد بوده و گرمخانه آن بخش‌هاي خصوصي و عمومي را شامل مي‌شود.
حمام چهارفصل اراك كه درسال
۱۳۵۳در فهرست آثار ملي ايران ثبت شده به سبب طراحي خاص و ويژگيهاي معماري از معدود آثاري است كه در زمينه تحقيقات مردم‌شناسي و ابنيه فرهنگي از اهميت زيادي برخوردار است.
اين گرمابه قديمي با مساحتي بالغ بر يك هزار و
۶۰۰مترمربع در مركز شهر اراك واقع شده و در ساخت آن از مصالحي نظير سنگ، آجر ، كاشي و چوب بهره گرفته شده است.
كف واحدهاي معماري اين گرمابه نسبت به سطح خيابان سه متر پايين تر است و اين اختلاف سطح باعث مي‌شده بدون صرف هزينه آب از كهريز همجوار حمام به داخل خزينه هدايت شود.
رختكن حمام چهارفصل‌اراك فضاي هشت ضلعي است كه به وسيله هشت ستون استوار است كه ستونها و ديواره‌هاي رختكن به شكلي زيبا با كاشيها و خشتهاي قالبي در رنگهاي زرد، آبي، سبز، سفيد، مشكي، خاكستري، قرمز و نارنجي تزيين شده است.
موضوعات و طرحهاي كاشيها شامل انواع گل و بوته، درختان انگور ، سرو و صنوبر، مناظري از رودخانه‌ها و چشمه‌ها و شاخه‌هاي گل با پرندگان در ميان آنها، جدال شيرو گاو و يا شير و اژدهاي چندسر و افرادنظامي به‌صورت ايستاده با شمشيرهاي كشيده است.
گلخن اين حمام قديمي بين بخش ساختماني گرمابه مردانه و زنانه واقع شده كه از اين طريق خزينه‌هاي واقع در شمال (قسمت مردانه) و جنوب (قسمت زنانه) گرم مي‌شده و اين گرما در مجموع چهار معبر را شامل مي‌شده است.
بخش زنانه اين حمام نيز داراي يك جامه كن هشت ضلعي به قطر هفت متر است كه بدون استفاده از ستون و يا گوشواره با مهارتي خاص به شيوه دوره چيني زيرگنبد و سپس گنبد بنا شده است.
وجود يك سربينه با يك گرمخانه ديگر براي استفاده اقليتهاي مذهبي‌از ديگر ويژگيهاي اين حمام تاريخي است.
موزه صنايع دستي "حسن پور" نيز به عنوان يكي از بناهاي قديمي و مجموعه تاريخي بازار اراك با قدمت دويست ساله داراي ويژگي‌هاي منحصر به فردي است كه چشم هر ببننده‌اي را خيره مي‌كند.
اين بناي ارزشمند با ششصد متر مربع مساحت از دو بخش حياط و بنا تشكيل شده كه عمارت آن در دوطبقه تحتاني و فوقاني شامل بيست حجره است و در سال
۸۳به موزه تبديل شده است.
در اين موزه
۱۶۴اثر نفيس صنايع دستي از پنجاه استاد كار برجسته استان مركزي و كشور در معرض ديد عموم قرار دارد.
آثار به نمايش در آمده در اين موزه شامل منبت، معرق، آيينه كاري، پيكر تراشي، مجسمه‌سازي ، فرش و گليم، نگار گري، گيوه دوزي، سازهاي ايراني و نقاشي روي سفال است.

  نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط مریم باقری  | 

نقدی بر زندگی روزمره ایرانیان در خلال روزگاران

 بخشی از کتاب: عنصرالمعالی در باببیست و هفتم قابوسنامه ضمن اندرز به فرزند خود می گوید اسب  سواری و راه استفاده از سلاحهای کختلف را فراگیرد چنانکه پدر او چنین کرد و د رسن ده سالگی به او شنا کردن سواری تیر انداختن و کمند افکندن به وسیله آشنایان به این فنون به فرزند خود آموخت به نظر عنصرالمعالی هر هنری و فضلی روزی به کار آید پس در فضل وهنر آموختن تقصیر نباید کرد.

 کتاب زندگی روزانه ایرانیان در خلال روزگاران نوشته مرتضی راوندی است که سعی شده زندگیایرانیان را به تصویر بکشد .

هدفی که کتاب دنبال می کند آموزشی است و مخاطب آن دانشجویان می باشند نویسنده مطالبی را که در این کتاب قید کرده است مربوط به مطالعات خود اوست که ان ها را در این کتاب به طور خلاصه بیان کرده است

آنچه درپشتیبانی از هدف خود آورده است استفاده از کتب تاریخی است .اگرچه در پی بسیاری از مطالب منظور خودرا کاملا بیان نکرده است و شواهد کافی ذر پشتیبانی از هدف خود نیاورده است و توضیحات ناقص است مثلا در صفحه 6 که در مورد دشت خوارزم می گوید کامل نیست و منظور نویسنده را نمی رساند.

نویسنده از روش استدلالی خاصی استفاده نکرده و تنها به قید اشاراتی به برخی کتب اکتفا نموده است.

در بین مطالب کتاب انسجام وجود ندارد و به تمام مسائل گریز زده است و ازیک موضوع به موضوع دیکر پریده است اگرچه هدف خود را بیان زندگی روز مزه ایرانیان بیان کرده است اما به این هدف جامه ی عمل نپوشانده است لااقل دربخش اول کتاب که نمی توان این مسئله را مشاهده کرد همچون سایر کتب تاریخی به بیان حکومتها وشیوه های حکومتی پرداخته است.

میتوان تناقض گویی هایی در متن دید مثلادر توصیف زندگی در دوران اشکانی می گوید مردم در این دوره وضع بهتری به دوره های قبل داشته اند اما در ادامه بیان می کند که سیستم برده داری در این دوران رواج داشته است و اختلاف طبقاتی در سطح هر منطقه وجود داشته است.

دربعضی قسمتها اشارات مناسبی کرده است و معنی اصطلاحات را بیان داشته است که در درک موضوع کمک

میکند مثل اصطلاح *جرید * که جنگ تن به تن در برابر سواران مسلح است که در درک نوع برخوردهای ایرانیان موثر است اگرچه به دلیل عدم انسجام بین مطالب بدرستی نمی توان مطالب را درک نمود.

بخش دیگر کتاب از حمله ی اعراب آغاز می شود که بیان نکرده  است این واقعه در چه بر هه ای از زمان واقع شده است در این کتاب دوره ی زمانی برای هیچ یک از مطالب بیان نشده است و همی موجب سر در گمی خواننده می شود .در این بخش بیشتر به توصیف زندگی مردم  عادی پرداخته است اگرچه زبانی ساده وروان دارد اما مطالبی که تصویری جامع از زندگی ایرانیان به دست دهد ندارد مثلا در بیان مراسم ازدواج وسوگواری مطالبی است پیش و پا افتاده است که اگر یک غیر ایرانی بخواند مطلب مهمی را دریافت نمی کند و با آداب و رسوم ایرانیان به طور کامل آشنا نمی شود حتی از برخی مطالب تصویری منفی از ایرانیان ارائه می شود مثلا در صفحات 60  61 که در مورد تفریحات ایرانیان از شراب خواری و باده گساری و قمار میگوید و اینکه در آن دوران لذات را در حرام می دانستند.

هم چنین درآنچه در توصیف تعلیم و تربیت کودکان آورده است نمی توان به شیوه ی تعلیم و تربیت در گذشته دست یافت مثلا از شیوه ی درس خواندن امیرکبیر در پذیرفتن او به شاگردی نزد استاد صحبت کرده است.

درپایان نیز از نوشته های خود نتیجه گیری وجمع بندی نکرده است ومطالب را به درستی به پایان نبرده است.

 

 

 

 

                                                                                                                               

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه 28 آبان1386ساعت 9 قبل از ظهر  توسط مریم باقری  | 

 

می نویسم اما کاش می دانستم که چرا   دستانم با قلم   آرام   است

می نویسم اما کاش می دانستم که چرا چشمانم پی  انگشتان   است

می نویسم  اما کاش  می دانستم که  چرا  طوفانم   با قله  جان   است

دل من طوفانی است و قلم می داند که دلم حیدروار پی نخلستان است

می نویسم  اما  جای  فریاد  قلم در دل چاه ورق همچو مه  مهمان است

منتظر

  نوشته شده در  شنبه 26 آبان1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مریم باقری  | 

تهران بزرگ   شهر ترافیک   شهردود     شهرآدم وآهن در روزگاری نه چندان دور دهکده ی کوچکی 

درشمال ری  بود. جایی کوچک  خوش آب وهوا وسرشار از باغ های میوه .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه 26 آبان1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط مریم باقری  | 

عروس امروزی

امروز روی پسر بود سرخ و آنچنان

                                            خندان که می زدود غم و گریه از جهان

اما ندانمش که چه شد رسم وناگهان

                                            تیری کشید زمانه به دل این ناتوان جوان

کم مانده است که سراز شهر برکند

                                             راهی شود به سمت و سوی کوه  کندوان

همسان لیلی و مجنون  داستان عشق

                                          تکرار می شود عاشق ودر مانده اش بخوان 

پندو نصیحت اینک شاید که کارساز

                                          افتاد و تک تلنگوری زد بر جان این  جوان

اما مگر ز سنگ  باشد  دل  مرا

                                         هیهات  می رویم  سوی   دسته   گل     فغان

مادر ز یاد  نبرد  جعبه ای  که پر

                                            گردد  زنان   خامه ای    پاپیون      زبان

اینک به اندرون ان خانه می رویم

                                           آری  به  رسم  خواستگاری  چنین   روان

القصه شد بحث و جدال احوال مهریه

                                            یارب چگونه است آخر وصول این گران

فرمود دخترک که من زیباترین خلق

                                            بنز و زمین مهریه ام چون دخت خاله جان

منز ل دهید مرا در نیک  کوی وبر

                                          بهتر  شمال  شهر  بود  و  خانه ای    گران

گویا افاده ها طبق طبق است و رویای او خطا

                                         پور گرام عرض  نمودم آن  تک  جل  آسمان

تیر سخن  ز  زبان  عروس  بی  هنر

                                          بغض پسر درید و آنگه وی  رو  سیاه از آن

آن انتخاب اشتباه و آن شور عاشقی

                                         افتاد  از  سرش  ای   الهه  بهر   جان    امان

هریک دوپا داشتیم و دوپا قرض کرده ایم

                                          فن   فرار  می شود   اجرا    در  این    زمان

شرط بلاغ با تو می گویم ای اسیر عشق

                                          صلاح   مملکت    خویش   دانند     خسروان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  شنبه 26 آبان1386ساعت 8 قبل از ظهر  توسط مریم باقری  | 
 

روشهای انسان شناسی


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط مریم باقری  | 
 

شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است     آفرین بر نفس دلکش ولطف سخنش

تحلیل شخصیت ها در شعر حافظ

 

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط مریم باقری  | 
روزگارما

پای الیاس به کلاس ما هم باز شد.

 

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه 27 مهر1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مریم باقری  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM